«آندره ژید» Andre Gide نویسنده ی شهیر فرانسوی در ۲۲ نوامبر سال ۱۸۶۹ در پاریس به دنیا آمد و در ۱۹ فوریه سال ۱۹۵۱ در همان جا درگذشت. پدر آندره از مردم «نرماندی» و مادرش از اهل جنوب فرانسه بود. پدر و مادر «ژید» از لحاظ اخلاق و سجایا و روحیات باهم اختلاف داشتند و چون پدر «ژید» به واسطه ی گرفتاری نمی توانست به تربیت فرزند خود بپردازد، لذا پرورش وی به عهده ی مادرش که زنی سخت گیر بود قرار گرفت. خانواده ی ژید که پیرو مذهب «پروتستان» بودند تعصب شدیدی در امور مذهبی داشتند و می خواستند که «آندره» هم تمام اعمال دینی را به جا آورده، تسلیم ایمان مذهبی گردد. ولی برخلاف تمایل خانواده، ژید از کوچکی طبع سرکشی داشت و تعلیمات مذهبی را نمی پذیرفت. در سال ۱۸۸۰ یعنی در یازده سالگی آندره ی کوچک پدر خود را از دست داد و نفوذ و قدرت مادرش نسبت به وی فزونی گرفت و مادر سخت گیر او را در فشار گذاشت که هم امور مذهبی را انجام دهد و هم در مدرسه به تحصیل بپردازد، ولی ژید از هر دو موضوع امتناع داشت و ناچار لجاجت و سخت گیری مادرش از اندازه گذشت تا جایی که وی به گریه و زاری های آندره اهمیت نمی داد. در نتیجه ی شدت فشار، آندره دچار حمله ی عصبی گردید و به رختخواب افتاد و مادرش ناگزیر شد او را برای معالجه به آسایشگاه «سناتوریوم» ببرد؛ گرچه بر اثر مداوا و آزادی عمل حال ژید بهبود یافت ولی آثار این دوران فشار و اسارت و بیماری در نوشته های وی به ظهور رسید. ژید به تحصیل بی علاقه بود و از محیط مدرسه نفرت داشت و همان اندازه که مادر و سایر افراد خانواده اش به تحصیلات آندره و تعلیمات مذهبی وی علاقه مند بودند چند برابر آن وی نسبت به هر دو موضوع بی علاقه بود تا بالاخره مادر ژید یک نفر معلم سرخانه برای تعلیم وی گماشت و بهترین و ضروری ترین کتاب تحصیلی او را انجیل قرار داد.با این حال آندره ژید از معلم خودش موسیقی آموخت و در این هنر پیشرفت بسیار کرد. او همچنین با وجود مواظبت خانواده اش چند کتاب دیگر به دست آورده در ساعات فراغت مطالعه می کرد و از این راه با نویسندگی و ادبیات آشنا شد و از همین روزنه ی کوچک دنیای بزرگ ذوق و هنر را تماشا کرد و برای تمام عمر فریفته ی آن شد و در تحت قانون فطری که هر موجود ذی روح در برابر فشار و محرومیت عکس العمل شدید نشان می دهد، آندره ژید هم مظهر عجیب این واکنش طبیعی قرار گرفت، به طوری که در تمام عمر آزادی و بی بند و باری را جانشین فشار و حرمان دوران کودکی قرار داد . وی در ۱۶ سالگی، بی اختیار عاشق دخترعموی خود «مادلین Madeleine Rondeaux» (۱۹۳۸–۱۸۶۷) گردید. نویسنده ی جوان از این احساسات و عوالم عشق و شیفتگی در آثار خویش صحبت و به نام «امانوئل» از دختر عموی خویش «مادلین» یادآوری می کند. در این موقع وی اولین کتاب خود را به نام «خاطرات و اشعار آندره والتر» منتشر کرد. این کتاب که نخستین اثر نویسنده است تقریباً نیتجه ی یک سلسله ناکامی های دوره ی جوانی است که در تعقیب و امتداد جریان حیات پر از یأس و حرمان کودکی کشانده شده است. این کتاب تحت تأثیر التهابات شدید روحی دوره ی جوانی و در محیط آرام سرزمین «آنسی Annecy» نوشته شده است.در سال ۱۸۸۹ کتاب «مسافرت اورین» را نوشت که حاوی شدیدترین و لطیف ترین احساسات و خاطرات ایام جوانی است. آندره ژید در سال ۱۸۹۳ خود را از قیود خشک تقدس رها ساخته به «تونس» و آفریقا رفت و در مدت دو سالی که در آنجا بود جز مدت یک بیماری که سل گرفت و مجبور شد در «بیسکرا» بماند، به خوش گذرانی مشغول بود . ژید در کشمکش هوی و هوس و زندگی آرام مدتی اسیر و با طبیعت خود در مجادله بود تا آن که سرانجام به پاریس بازگشت و به سال ۱۸۹۷ کتاب «مائده ها ی زمینی The Fruits of the Earth» را در مراجعت از سفر آفریقا به رشته ی تحریر درآورد.در این موقع « ژید» دوباره از زندگی در پاریس دلگیر شد و به مسافرت پرداخت و این بار رخت به سوی «الجزیره» کشید و پس از آنکه خبر فوت مادرش به وی رسید بار دیگر به فرانسه برگشت و با تجدید عوالم عشق و شیفتگی دوران جوانی با دختر عموی خود مادلین ازدواج کرد. وی کتاب «رذل» را پس از مسافرت و گردش در «الجزایر» به قلم آورد، و آن داستان کسی است که برای ابراز شخصیت خود از سنن و مقررات رهایی پیدا کرده و برای اجرای افکار و آرزوهای خود تلاش و کوشش می کند. ژید که از زندگی آرام و انزوا بیزار بود و می خواست حیات خود را در دیدن آثار و مناظر جدید و سیاحت و مطالعه بگذارند در زمانی که پنجاه و چهار سال از عمرش می گذشت یعنی به سال ۱۹۲۳ به مسافرت پرداخت و سفری به «کنگو» کرد و پس از یک سال اقامت در آنجا به پاریس بازگشت. در سال ۱۹۳۶ سفری به کشور «شوروی» کرد و پس از گشت و گذار و مطالعه در آن محیط به فرانسه مراجعت نمود. آندره ژید پس از فراغت از تحصیلات مقدماتی به مطالعه ی آثار نویسندگان و شعراء پرداخته بود. و کتب زیادی را بررسی کرده بود و با نویسندگان بزرگی مانند «مترلینگ»، «رنیه»، «مالارمه» و « پیرلوئیس» آشنایی داشت. ژید از بیست سالگی شروع به نویسندگی کرد و اگر چه آثار اولیه اش چندان مورد توجه قرار نگرفت ولی در عین حال مخالفین و موافقینی پیدا کرد و وقتی که اندک شهرتی بهم رسانید و انجمن ادبی لندن در شعبه ی ادبیات، کرسی «آناتول فرانس» را به «آندره ژید» واگذار کرد این کار توجه زاید الوصف خوانندگان و علاقه مندان به آثار ادبی را به سوی ژید و آثار وی معطوف ساخت. آندره ژید علاوه بر نشر آثار ادبی از داستان و بیوگرافی و نمایشنامه به همراهی دوستان و آشنایان خود به تأسیس مجله ی «جدید فرانسه» همت گماشت که مدت سی و سه سال از ۱۹۰۸ تا ۱۹۴۱ دوام داشت و این مجله ی ادبی خدمت بسیار بزرگی به ادبیات جهان و خاصه ادبیات فرانسه نموده است که نسل کنونی آشنایی و ارتباط خود را با آثار و شاهکارهای هنرمندان و نویسندگان معاصر اروپایی و امریکایی مرهون آن می باشد.«آندره ژید» در سال ۱۹۴۷ به دریافت جایزه ی ادبی نوبل موفق گردید. او به جهت همکاری با آلمان ها در میان هم میهنان خود و در دنیای دموکراسی بد نام گردیده و مورد غضب و کینه قرار گرفته است. از آثار دیگر او می توان «اگر دانه نمیرد»، «در تنگ»، «اودیپ »، « داستایوسکی»، «آهنگ روستائی»، «زیر زمین های واتیکان»، «مسافرت به کنگو»، «کوریدون»، «سکه سازان قلب»، «تزه»، «مکتب زنان»، «ایزابل»، «ربرت ژنویو»، «اخلاق»، «مذاکرات خیالی»، «تربیت زنان»، «دفتر سپید و سیاه»، «باطلاق ها»، «بهانه ها»، «بهانه های تازه»، «اکنون با تو»، «پرومته تزه»، «بازگشت از شوروی»، «بازگشت کودک ولگرد»، «مائده های زمینی»، «خاطراتی از اسکارواید»، «دفترهای یاداشت آندره والتر»،«مائده های تازه» و «مسافرت اورین» را نام برد.
«آندره ژید» Andre Gide نویسنده ی شهیر فرانسوی در ۲۲ نوامبر سال ۱۸۶۹ در پاریس به دنیا آمد و در ۱۹ فوریه سال ۱۹۵۱ در همان جا درگذشت. پدر آندره از مردم «نرماندی» و مادرش از اهل جنوب فرانسه بود. پدر و مادر «ژید» از لحاظ اخلاق و سجایا و روحیات باهم اختلاف داشتند و چون پدر «ژید» به واسطه ی گرفتاری نمی توانست به تربیت فرزند خود بپردازد، لذا پرورش وی به عهده ی مادرش که زنی سخت گیر بود قرار گرفت. خانواده ی ژید که پیرو مذهب «پروتستان» بودند تعصب شدیدی در امور مذهبی داشتند و می خواستند که «آندره» هم تمام اعمال دینی را به جا آورده، تسلیم ایمان مذهبی گردد. ولی برخلاف تمایل خانواده، ژید از کوچکی طبع سرکشی داشت و تعلیمات مذهبی را نمی پذیرفت. در سال ۱۸۸۰ یعنی در یازده سالگی آندره ی کوچک پدر خود را از دست داد و نفوذ و قدرت مادرش نسبت به وی فزونی گرفت و مادر سخت گیر او را در فشار گذاشت که هم امور مذهبی را انجام دهد و هم در مدرسه به تحصیل بپردازد، ولی ژید از هر دو موضوع امتناع داشت و ناچار لجاجت و سخت گیری مادرش از اندازه گذشت تا جایی که وی به گریه و زاری های آندره اهمیت نمی داد. در نتیجه ی شدت فشار، آندره دچار حمله ی عصبی گردید و به رختخواب افتاد و مادرش ناگزیر شد او را برای معالجه به آسایشگاه «سناتوریوم» ببرد؛ گرچه بر اثر مداوا و آزادی عمل حال ژید بهبود یافت ولی آثار این دوران فشار و اسارت و بیماری در نوشته های وی به ظهور رسید. ژید به تحصیل بی علاقه بود و از محیط مدرسه نفرت داشت و همان اندازه که مادر و سایر افراد خانواده اش به تحصیلات آندره و تعلیمات مذهبی وی علاقه مند بودند چند برابر آن وی نسبت به هر دو موضوع بی علاقه بود تا بالاخره مادر ژید یک نفر معلم سرخانه برای تعلیم وی گماشت و بهترین و ضروری ترین کتاب تحصیلی او را انجیل قرار داد.با این حال آندره ژید از معلم خودش موسیقی آموخت و در این هنر پیشرفت بسیار کرد. او همچنین با وجود مواظبت خانواده اش چند کتاب دیگر به دست آورده در ساعات فراغت مطالعه می کرد و از این راه با نویسندگی و ادبیات آشنا شد و از همین روزنه ی کوچک دنیای بزرگ ذوق و هنر را تماشا کرد و برای تمام عمر فریفته ی آن شد و در تحت قانون فطری که هر موجود ذی روح در برابر فشار و محرومیت عکس العمل شدید نشان می دهد، آندره ژید هم مظهر عجیب این واکنش طبیعی قرار گرفت، به طوری که در تمام عمر آزادی و بی بند و باری را جانشین فشار و حرمان دوران کودکی قرار داد . وی در ۱۶ سالگی، بی اختیار عاشق دخترعموی خود «مادلین Madeleine Rondeaux» (۱۹۳۸–۱۸۶۷) گردید. نویسنده ی جوان از این احساسات و عوالم عشق و شیفتگی در آثار خویش صحبت و به نام «امانوئل» از دختر عموی خویش «مادلین» یادآوری می کند. در این موقع وی اولین کتاب خود را به نام «خاطرات و اشعار آندره والتر» منتشر کرد. این کتاب که نخستین اثر نویسنده است تقریباً نیتجه ی یک سلسله ناکامی های دوره ی جوانی است که در تعقیب و امتداد جریان حیات پر از یأس و حرمان کودکی کشانده شده است. این کتاب تحت تأثیر التهابات شدید روحی دوره ی جوانی و در محیط آرام سرزمین «آنسی Annecy» نوشته شده است.در سال ۱۸۸۹ کتاب «مسافرت اورین» را نوشت که حاوی شدیدترین و لطیف ترین احساسات و خاطرات ایام جوانی است. آندره ژید در سال ۱۸۹۳ خود را از قیود خشک تقدس رها ساخته به «تونس» و آفریقا رفت و در مدت دو سالی که در آنجا بود جز مدت یک بیماری که سل گرفت و مجبور شد در «بیسکرا» بماند، به خوش گذرانی مشغول بود . ژید در کشمکش هوی و هوس و زندگی آرام مدتی اسیر و با طبیعت خود در مجادله بود تا آن که سرانجام به پاریس بازگشت و به سال ۱۸۹۷ کتاب «مائده ها ی زمینی The Fruits of the Earth» را در مراجعت از سفر آفریقا به رشته ی تحریر درآورد.در این موقع « ژید» دوباره از زندگی در پاریس دلگیر شد و به مسافرت پرداخت و این بار رخت به سوی «الجزیره» کشید و پس از آنکه خبر فوت مادرش به وی رسید بار دیگر به فرانسه برگشت و با تجدید عوالم عشق و شیفتگی دوران جوانی با دختر عموی خود مادلین ازدواج کرد. وی کتاب «رذل» را پس از مسافرت و گردش در «الجزایر» به قلم آورد، و آن داستان کسی است که برای ابراز شخصیت خود از سنن و مقررات رهایی پیدا کرده و برای اجرای افکار و آرزوهای خود تلاش و کوشش می کند. ژید که از زندگی آرام و انزوا بیزار بود و می خواست حیات خود را در دیدن آثار و مناظر جدید و سیاحت و مطالعه بگذارند در زمانی که پنجاه و چهار سال از عمرش می گذشت یعنی به سال ۱۹۲۳ به مسافرت پرداخت و سفری به «کنگو» کرد و پس از یک سال اقامت در آنجا به پاریس بازگشت. در سال ۱۹۳۶ سفری به کشور «شوروی» کرد و پس از گشت و گذار و مطالعه در آن محیط به فرانسه مراجعت نمود. آندره ژید پس از فراغت از تحصیلات مقدماتی به مطالعه ی آثار نویسندگان و شعراء پرداخته بود. و کتب زیادی را بررسی کرده بود و با نویسندگان بزرگی مانند «مترلینگ»، «رنیه»، «مالارمه» و « پیرلوئیس» آشنایی داشت. ژید از بیست سالگی شروع به نویسندگی کرد و اگر چه آثار اولیه اش چندان مورد توجه قرار نگرفت ولی در عین حال مخالفین و موافقینی پیدا کرد و وقتی که اندک شهرتی بهم رسانید و انجمن ادبی لندن در شعبه ی ادبیات، کرسی «آناتول فرانس» را به «آندره ژید» واگذار کرد این کار توجه زاید الوصف خوانندگان و علاقه مندان به آثار ادبی را به سوی ژید و آثار وی معطوف ساخت. آندره ژید علاوه بر نشر آثار ادبی از داستان و بیوگرافی و نمایشنامه به همراهی دوستان و آشنایان خود به تأسیس مجله ی «جدید فرانسه» همت گماشت که مدت سی و سه سال از ۱۹۰۸ تا ۱۹۴۱ دوام داشت و این مجله ی ادبی خدمت بسیار بزرگی به ادبیات جهان و خاصه ادبیات فرانسه نموده است که نسل کنونی آشنایی و ارتباط خود را با آثار و شاهکارهای هنرمندان و نویسندگان معاصر اروپایی و امریکایی مرهون آن می باشد.«آندره ژید» در سال ۱۹۴۷ به دریافت جایزه ی ادبی نوبل موفق گردید. او به جهت همکاری با آلمان ها در میان هم میهنان خود و در دنیای دموکراسی بد نام گردیده و مورد غضب و کینه قرار گرفته است. از آثار دیگر او می توان «اگر دانه نمیرد»، «در تنگ»، «اودیپ »، « داستایوسکی»، «آهنگ روستائی»، «زیر زمین های واتیکان»، «مسافرت به کنگو»، «کوریدون»، «سکه سازان قلب»، «تزه»، «مکتب زنان»، «ایزابل»، «ربرت ژنویو»، «اخلاق»، «مذاکرات خیالی»، «تربیت زنان»، «دفتر سپید و سیاه»، «باطلاق ها»، «بهانه ها»، «بهانه های تازه»، «اکنون با تو»، «پرومته تزه»، «بازگشت از شوروی»، «بازگشت کودک ولگرد»، «مائده های زمینی»، «خاطراتی از اسکارواید»، «دفترهای یاداشت آندره والتر»،«مائده های تازه» و «مسافرت اورین» را نام برد.
به نام خدا
سعدی تخلص و شهرت «مشرف الدین» ، مشهور به «شیخ سعدی» یا «شیخ شیراز» است.
درباره نام و نام پدر شاعر و هم چنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است.
سال تولد او را از 571 تا 606 هجری قمری احتمال داده اند و تاریخ درگذشتش را هم سالهای 690 تا 695 نوشته اند.
سعدی در شیراز پای به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت.
آنچه مسلم است اغلب افراد خانواده وی اهل علم و دین و دانش بودند.
سعدی خود در این مورد می گوید:
همه قبیله ی من، عالمان دین بودند ------- مرا معلم عشق تو، شاعری آموخت
سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.
او در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می آید در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد.
سعدی پس از این دوره به حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.
او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می افزود.
سعدی در روزگار سلطنت "اتابک ابوبکر بن سعد" به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد.
برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.
پس از از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت.
در بازگشت به شیراز، با آن که مورد احترام و تکریم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول ریاضت شد.
سعدی، شاعر جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمینهای دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه می کرد. از پادشاهان حکایتها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا می گذراند.
سفاکی و سخاوتشان را نیک می شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می زد.
سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگهای مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه ای معنوی نیز به شمار می آمد.
سنت تصوف اسلامی همواره مبتنی بر سیر و سلوک عارف در جهان آفاق و انفس بود و سالک، مسافری است که باید در هر دو وادی، سیری داشته باشد؛ یعنی سفری در درون و سفری در بیرون.
وارد شدن سعدی به حلقه شیخ شهاب الدین سهروردی خود گواه این موضوع است.
ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.
شاید یکی از مهم ترین عوامل دلنشینی پندها و اندرزهای سعدی در میان عوام و خواص، وجه عینی بودن آنهاست. اگرچه لحن کلام و نحوه بیان هنرمندانه آنها نیز سهمی عمده در ماندگاری این نوع از آثارش دارد.
از سویی، بنا بر روایت خود سعدی، خلق آثار جاودانی همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بیانگر این نکته است که این شاعر بزرگ از چه گنجینه ی دانایی، توانایی، تجارب اجتماعی و عرفانی و ادبی برخوردار بوده است.
آثار سعدی علاوه بر آن که عصاره و چکیده اندیشه ها و تأملات عرفانی و اجتماعی و تربیتی وی است، آیینه خصایل و خلق و خوی و منش ملتی کهنسال است و از همین رو هیچ وقت شکوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد.
ویژگی های آثار سعدی
آنچه که بیش از هر ویژگی دیگر آثار سعدی شهرت یافته است، "سهل و ممتنع" بودن است.
این صفت به این معنی است که اشعار و متون آثار سعدی در نظر اول "سهل" و ساده به نظر می رسند و کلمات سخت و نارسا ندارد.
در طول قرن های مختلف، همه ی خوانندگان به راحتی با این آثار ارتباط برقرار کرده اند.
اما آثار سعدی از جنبه ی دیگری، "ممتنع" هستند و کلمه ی "ممتنع" در اینجا یعنی دشوار و غیرقابل دسترس.
وقتی گفته می شود شعر سعدی "سهل و ممتنع" است یعنی در نگاه اول، هر کسی آثار او را به راحتی می فهمد ولی وقتی می خواهد چون او سخن بگوید می فهمد که این کار سخت و دشوار و هدفی دست نیافتنی است.
بعضی دیگر از ویژگی های آثار سعدی عبارتند از:
نکات دستوری
نکات دستوری در آثار سعدی به صحیح ترین شکل ممکن رعایت شده است.
عنصر وزن و موسیقی، منجر به از بین رفتن یا پیش و پس شدن ساختار دستوری در جملات نمی شود و سعدی به ظریف ترین و طبیعی ترین حالت ممکن در لحن و زبان، با وجود تنگنای وزن، از عهده این کار برمی آید.
ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
گر امید وصل باشد، همچنان دشوار نیست
نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد
قصه دل می نویسد حاجت گفتار نیست
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت، که سر زخاک برآرم
به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم
حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم
ایجاز
ایجاز یعنی خلاصه گویی و یا پیراستن شعر از کلمات زاید و اضافی.
دوری از عبارت پردازی های بیهوده ای که نه تنها نقش خاصی در ساختار کلی شعر بلکه از زیبایی کلام نیز می کاهند، در شعر و کلام سعدی نقش ویژه ای دارد.
از سویی این ایجاز که در نهایت زیبایی است، منجر به اغراق های ظریف تخیلی و تغزلی می شود و زبان شعر را از غنایی بیشتر برخوردار می کند.
در شعر سعدی هیچ کلمه ای بدون دلیل اضافه یا کم نمی شود.
گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
به دلت کز دلم به در نکنم
سخت تر زین مخواه سوگندی
ریش فرهاد بهترک می بود
گر نه شیرین نمک پراکندی
کاشکی خاک بودمی در راه
تا مگر سایه بر من افکندی ...
ایجاز سعدی، ایجاز میان تهی و سبک نیست، بلکه پراز اندیشه و درد است.
در دو حکایت زیر از "گلستان" به خوبی مشاهده می شود که سعدی چه اندازه از معنی را در چه مقدار از سخن می گنجاند:
حکایت: پادشاهی پارسایی را دید، گفت: «هیچت از ما یاد آید؟» گفت: «بلی، وقتی که خدا را فراموش می کنم.»
حکایت: یکی از ملوک بی انصاف، پارسایی را پرسید: «از عبادتها کدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.»
موسیقی
سعدی از موسیقی و عوامل موسیقی ساز در سبک و زبان اشعارش سود می جوید. وی اغلب از اوزان عروضی استفاده میکند.
علاوه بر اوزان عروضی، شاعر به شیوه مؤثری از عواملی بهره می برد که هر کدام به نوعی موسیقی کلام او را افزایش می دهند؛ عواملی همچون انواع جناس، هم حروفیهای آشکار و پنهان، واج آرایی، تکرار کلمات، تکیه های مناسب، موازنه های هماهنگ لفظی در ادبیات و لف و نشرهای مرتب و ...
استفاده از این عناصر به گونه ای هنرمندانه و زیرکانه صورت می گیرد که شنونده یا خواننده شعر او پیش از آن که متوجه صنایع به کار رفته در شعر او شود، جذب زیبایی و هماهنگی و لطافت آنها می شود.
در غزل زیر سعدی نهایت استفاده را از عوامل موسیقی زای زبان برده است، بی آن که سخنش رنگ تکلف و تصنع به خود بگیرد.
تکرارهای هنرمندانه ی کلمات، هم حروفی ها و وزن مناسب شعر و همچنین لحن عاطفی و تعزلی کلام سعدی را چون شربتی شیرین و گوارا به جان خواننده می ریزد:
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن تست
باز آ که روی در قدمانت بگستریم
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم
گفتی زخاک بیشتر نه که از خاک کمتریم
ما با توایم و با تو نه ایم اینت بوالعجب
در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
طنز و ظرافت
طنز و ظرافت جایگاه ویژه ای در ساختار سبکی آثار سعدی دارد.
البته خاستگاه این طنز به نوع نگاه و تفکر این شاعر بزرگ بر می گردد. طنز سعدی، سرشار از روح حیات و سرزندگی است.
سعدی به یاری لحن طنز، خشکی را از کلام خود می گیرد و شور و حرکت را بدان باز می گرداند.
با همین طنز، تیغ کلامش را تیز و برنده و اثرگذار می کند.
طنز، نیش همراه با نوش است؛ زخمی در کنار مرهم. سالها بعد، لسان الغیب، حافظ شیرازی ابعاد عمیق دیگری به طنز شاعرانه بخشید و از آن در شعر خود استفاده ها برد:
با محتسب شهر بگویید که زنهار
در مجلس ما سنگ مینداز که جام است
یا
کسان عتاب کنندم که ترک عشق بگوی
به نقد اگر نکُشد عشقم، این سخن بکشد
آثار سعدی
از سعدی آثار گوناگونی به نظم و نثر موجود است که عبارتند از:
1- بوستان یا سعدی نامه، که در واقع اولین اثر اوست و در سال 655 تمام شده است. گویا سعدی آن را در ایام سفر خود سروده و هم چون ارمغانی در سال ورود خود به وطن بر دوستانش عرضه کرده است.
موضوع این کتاب که از عالی ترین آثار قلم توانای سعدی و یکی از شاهکارهای شعر فارسی است، اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیات است.
این کتاب ده بخش دارد به نام های: عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، ذکر، تربیت، شکر، توبه، مناجات و ختم کتاب.
سعدی این کتاب را که حدود چهارهزار بیت دارد به نام اتابک ابوبکر بن سعد کرده است.
2- گلستان، شاهکار نویسندگی و بلاغت فارسی است که سعدی آن را در سال 656 تألیف کرده است.
3- قصاید عربی، که حدود هفتصد بیت می شود و شامل موضوعات غنایی و مدح و اندرز و مرثیه است.
4- قصاید فارسی، در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان معاصر سعدی است.
5- مراثی، شامل چند قصیده بلند در رثای مستعصم بالله -آخرین خلیفه عباسی که به فرمان هلاکو کشته شد- و نیز مرثیه هایی برای چند تن از اتابکان فارس و وزرای آن زمان است.
6- ملمعات و مثلثات و ترجیعات: که شمال اشعاری در قالب های خاص مانند ترجیع بند و ... است.
7- غزلیات، که خود شامل چهار بخش است؛ طیبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم.
8- مجالس پنجگانه، این کتاب به نثر است و در بردارنده ی خطابه ها و سخنرانی های سعدی است.
هر چند موضوع آن ارشاد و نصیحت است اما از لحاظ جوهر نویسندگی به پای گلستان نمی رسد.
9- نصیحة الملوک، در پند و اخلاق و چندین رساله ی دیگر به نثر در موضوعات گوناگون.
10- صاحبیه، که مجموعه چند قطعه فارسی و عربی است و بیشتر آنها در ستایش شمس الدین صاحب دیوان جوینی وزیر دانشمند دوست عصر اتابکان است و به همین دلیل آن را "صاحبیه" نامیده است.
11- خبیثات، مجموعه ای است از اشعار هزل آمیز، که هر چند اغلب آنها خوشایند نیست ولی چند غزل و رباعی دارد که نمونه ای از لطیفه های آن دوران هستند و از این جهت قابل بررسی اند.
مجموعه ی این آثار "کلیات سعدی" نامیده می شود. که تحت همین عنوان بارها بارها چاپ شده است.
نمونه آثار
نمونه ی شعر از "بوستان"
سگی پای صحرانشینی گزید
به خشمی که زهرش ز دندان چکید
شب از درد بیچاره خوابش نبرد
به خیل اندرش دختری بود خورد
پدر را جفا کرد و تندی نمود
که آخر تو را نیز دندان نبود؟
پس از گریه مرد پراگنده روز
بخندید کای مامک دلفروز
مرا گر چه هم سلطنت بود بیش
دریغ آمدم کام و دندان خویش
محالست اگر تیغ بر سر خورم
که دندان به پای سگ اندربرم
توان کرد با ناکسان بدرگی
ولیکن نباید ز مردم سگی
نمونه ای از غزل سعدی
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

از من میپرسید که چگونه دیوانه شدم. چنین روی داد: یک روز، بسیار پیش از آن که خدایان بسیار به دنیا بیایند، از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم که همه نقابهایم را دزدیدهاند. پس بینقاب در کوچههای پر از مردم دویدم و فریاد زدم "دزد، دزد، دزدان نابکار". مردان و زنان بر من خندیدند و پارهای از آنها از ترس من به خانههایشان پناه بردند. هنگامی که به بازار رسیدم، جوانی که بر سر بامی ایستاده بود فریاد برآورد "این مرد دیوانه است". من سر برداشتم که او را ببینم؛ خورشید نخستین بار چهره برهنهام را بوسید. نخستین بار خورشید چهره برهنه مرا بوسید و من از عشق خورشید مشتعل شدم و دیگر به نقابهایم نیازی نداشتم.
جبران خلیل جبران عارفی است که در ایران به هیچوجه نمیتوان از محبوبیتاش چشمپوشی کرد؛ نویسندهای که آثارش بارها و بارها به فارسی ترجمه شده است. آنقدر حائز اهمیت که حتی نجف دریابندری مترجم صاحب نام ایرانی هم تصمیم گرفت اثر معروف این نویسنده یعنی "پیامبر" را به فارسی ترجمه کند.
جبران خلیل جبران سال 1931 دار فانی را وداع گفت اما او همچنان محبوب است و هر سال به مناسبت بزرگداشت او در لبنان جشن به پا میکنند.
این نویسنده، شاعر، نقاش و فیلسوف لبنانی سال 1883 متولد شد." این نویسنده بزرگ، سال 1931 در آمریکا از دنیا رفت او را به لبنان آوردند تا در دهکده مادریاش به خاک بسپارند... "
8 ساله بود که پدرش به اتهام تقلب در پرداخت مالیات به زندان افتاد و آنها بیخانمان شدند.
برای مدتی در خانه اقوام و دوستان خود زندگی میکردند، تا این که مادرش تصمیم گرفت با فرزندان به آمریکا مهاجرت کند. سال 1894 پدر بدخلق جبران از زندان آزاد شد. او مخالف سفر به آمریکا بود، در نتیجه همان جا در لبنان ماند و به خانواده خود ملحق نشد.
جبران در آمریکا به مدرسه رفت و هوش و ذکاوت بالایی را از خود نشان داد و در12 سالگی شروع به یادگیری زبان انگلیسی کرد.
اواخر سال 1896 بود که "دینسون هاوس" تاسیس کننده مرکز هنری بستون از طریق یکی از دوستانش با جبران آشنا شد و از او خواست که وارد مرکز خلاقیتهای هنری او شود.
اما جبران یک سال بعد به زادگاهش در لبنان بازگشت، تا تحصیلات خود را به زبان عربی در کشورش ادامه دهد، آنجا به دبیرستان رفت و شروع به خواندن علم اخلاق و مذهب کرد.
در 19 سالگی دوباره راهی بوستون شد و پیوند عاطفی شدیدی با یک دختر شاعر پیدا کرد، اما همان زمان بود که مادر، خواهر و برادر ناتنیاش براثر بیماری سل از دنیا رفتند.
"ماری هسکل" رئیس مدارس بوستون بود که مسئولیت ساپورت کردن جبران را برعهده گرفت و او را دوباره راهی مدرسه کرد.
سال 1905 جبران مختصری از مقالات خود را در مورد موسیقی در روزنامه "ال مهاجیر" چاپ کرد. پس از آن مجموعهای از اشعار خود را در کتابی عربی زبان با عنوان "گریه، خنده و توفان ها" منتشر کرد، که اخیرا این کتاب تحت عنوان "رویا (منظره)، توفان و محبوب" به زبان انگلیسی ترجمه شده است.
سال 1906 جبران کتاب "spirit Brides" خود را که شامل داستانهای کوتاهش بود، نوشت و چاپ کرد. یک سال بعد دومین سری از همین مجموعه با عنوان "spirits Rebellious" در اختیار مخاطبانش قرار داد.
او در این هنگام در پاریس مشغول یادگیری نقاشی بود. پس از چند سال آموزش در فرانسه، دوباره به بوستون سفر کرد.
در این زمان بود که او علاقه عجیبی به ماری هاسکل
" در 35 سالگی، جبران اولین کتاب انگلیسی زبان خود را به پایان رساند و با نام "مرد دیوانه" در اختیار طرفداران خود قرار داد... "
ماری برای این که به موقعیت اجتماعیاش لطمهای وارد نشود، از این عشق دوری میکرد.
سال 1910 جبران به گروه "Golden Links Soeiety" که متعلق به نویسندههای عربی – آمریکایی بود، پیوست و مجموعه آن سوی خیال را منتشر کرد.
"بالهای شکسته" تنها داستان بلند او در مورد عشق، سال 1912 در نیویورک به زبان عربی چاپ شد.
در 35 سالگی، جبران اولین کتاب انگلیسی زبان خود را به پایان رساند و با نام "مرد دیوانه" در اختیار طرفداران خود قرار داد.
با وجود تمام این نوشته ها و فعالیتهای هنری هنوز موقعیت جبران به عنوان یک نویسنده در جامعه تثبیت نشده بود، تا این که سال 1923 با منتشر شدن کتاب "پیامبر" و استقبال فراوانی که در سراسر دنیا از این اثر شد، او موقعیت هنری خود را به ثبات رساند.
در همین سال بود که مری هسکل – زنی که جبران رابطه عاطفی عمیقی با او داشت – به جوجیای آمریکا سفر کرد تا کاملا خود را از زندگی جبران خارج کند. دیگر نام جبران خلیل جبران برای تمام مردم دنیا شناخته شده بود و او همچنان به نویسندگی خود ادامه میداد.
کتابهای "Sand and Foam" (1926)، "خداوند زمین"، "باغ پیامبر"، "مرگ پیامبر"، فرشتگان مرغزار"، ((Nymph of The Valley (1948)، نام دیگر آثار او هستند، که تعدادی از آنها نیز پس از فوت جبران چاپ شدند.
کتابهای جبران خلیل جبران هیچ مشابهتی به هم ندارند، اما همدیگر را هم نقض نمیکنند، در واقع مکمل هم هستند و هر کس اجازه دارد برداشت خاص خود را از کتاب داشته باشد.
مقالهها، کتابها و شعرهای جبران به وضوح از روحیات و اعتقادات او سخن میگویند و دیگر لازم نیست که ما به توصیف شخصیتش بپردازیم، تنها میتوان گفت که اندیشه و تفکر فلسفی جبران در عمق وجودش نهفته است، او در آثارش با کلمات و عبارات خاص خود بازی میکند تا نگرشی جدید از عرفان، فلسفه، طبیعت و ماوراءطبیعت را در ذهن مخاطبش ترسیم کند.

نامه های عاشقانه یک پیامبر(نامه های جبران به ماری هسکل)
برای دانلود کتاب روی متن زیر کلیک کنید و یا راست کلیک کرده و گزینه Save Target As را انتخاب کنید
http://softstar.persiangig.com/document/piambar.pdf
|
|
|
چکيده :
مقاله حاضر با هدف آشنا نمودن كتابداران و علاقهمندان با شيوه نگارش مقاله تهيه شده است. با توجه به اين نكته كه نوشتن مقاله و كلاً خلق يك اثر علمي در تجربههاي نخست كمي دشوار بهنظر ميرسد، در اين مقاله سعي شده است مراحل نوشتن يك مقاله از آغاز تا مرحله تهيه نسخه نهايي مقاله، به روشي ساده و عملي بيان شود. چگونگي نوشتن يك مقاله پژوهشي و يا استخراج مقاله از طرح تحقيقاتي، انواع مقالات، معيارهاي ارزيابي مقاله علمي با رعايت اصول نگارش و ارسال آن براي مجله بهمنظور چاپ و انتشار، از مواردي است كه در اين مقاله مورد بحث قرار گرفته است. چکيده به انگليسی؛ Abstract The present paper aims to introduce librarians and interested people to prepare and write a scientific paper. Regarding to this point that authoring a paper or any other scientific work in general, seems difficult in first glance, the present paper attempts to describe those steps of generating a scientific paper from the beginning phase to its final version, in a practical and simple manner. this paper included some topics like how to write a research paper, or eliciting one from a research project, types of papers, criteria for evaluation of scientific paper, and submitting them to journals in order to publish, etc. |
| کليد واژه ها :مقاله؛ انواع مقاله؛ اجزاء مقاله؛ مقالهنويسي؛ ارزيابي مقاله |
|
متن مقاله :
مقدمه ساختار اصلي اين مقاله برگرفته از مباحث مطرح شده در "كارگاه آموزشي شيوه نگارش مقاله تحقيقي" است كه به همت "انجمن كتابداري و اطلاعرساني ايران (اكتا)" در روز بيست و نهم ارديبهشت 1384 در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي برگزار شد. اين كارگاه يك روزه كه توسط استاد ارجمند جناب آقاي دكتر رحمتالله فتاحي تدريس شد، بسيار جالب و كاربردي بود. يكي از تكاليف عملي كلاس اين بود كه چگونه ميتوان در رابطه با موضوعاتي كه با آن سر و كار داريم، نظير مسائل طرح شده در اين كارگاه آموزشي، مجموعهاي مدون بهعنوان مقاله تهيه كرد به نحوي كه براي ديگران نيز قابل استفاده باشد. به همين دليل نگارنده تصميم گرفت تا بهعنوان تمرين و يك تكليف كلاسي اين وظيفه را بر عهده گرفته و آن را در قالب مقاله در اختيار علاقهمندان قرار دهد؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد. البته بر خود لازم ميدانم تا ضمن قدرداني از آقاي دكتر فتاحي، اشاره كنم كه درونمايه و ساختار كلي اين مقاله متأثر از مطالب مطرح شده در كارگاه آموزشي مذكور ميباشد. بدون شك يكي از مشكلات اساسي كساني كه در آغاز راه نوشتن و خلق يك اثر علمي هستند، همانا مسئله چگونه نوشتن است. اين مشكل در واقع دغدغه همه كساني است كه ميخواهند دست به قلم برده و مطالبي در قالب گزارش، مقاله، كتاب و... بنويسند، و به علل و عوامل زيادي از جمله شيوههاي آموزش در نظام آموزش و پرورش و خانواده و اجتماع بر ميگردد كه نيازمند بحث و بررسي دقيق از سوي متخصصان مربوطه است و كالبد شكافي عميق اين مسائل در اين مختصر نميگنجد. البته تاكنون مطالب نسبتاً زيادي در رابطه با شيوه نوشتن مقاله به رشته تحرير درآمده است و هر كدام با رويكرد و ديدگاه خاصي اين مسئله را مورد بررسي قرار دادهاند. اما از آنجا كه هر پديدهاي را ميتوان از منظر و ديدگاههاي مختلف نگريست، نگارنده قصد دارد تا شيوه نوشتن را براي علاقهمندان به شكلي ساده و روان بيان كند تا خواننده بتواند مسائلي را كه به ذهنش خطور ميكند بدون هيچگونه دلهره و نگراني بر روي كاغذ بياورد. بديهي است كه نوشتن امري اكتسابي است و از طريق فراگيري برخي فنون اوليه و ممارست و تمرين كافي حاصل ميگردد. بنابراين، ورزيدگي در نوشتن مستلزم داشتن پشتكار و تمرين زياد است. گاهي اوقات پيش ميآيد كه يك انديشه خوب و بديع به ذهن خطور ميكند اما نميتوان آن افكار را در قالب كلمات بر روي كاغذ آورد. اين مسئله براي همه ما كمابيش اتفاق افتاده و مختص گروه يا قشري خاص نميباشد و متأسفانه اغلب باعث دلسردي و گاهي منجر به دست كشيدن از نوشتن براي هميشه يا مدتي طولاني ميگردد. راهحل چنين مشكلي كنار گذاشتن ترس از نوشتن است. بهمنظور وارد شدن به بحث اصلي شايد بد نباشد تا در اينجا اين سؤال اساسي را مطرح كنيم كه چرا بايد بنويسيم و نوشتن چه ارزشي دارد؟ مسلماً هر كس براي پاسخ به اين سؤال، دلايلي را ذكر خواهد كرد كه در مجموع مهمترين آنها را ميتوان اينگونه برشمرد: 1. بيان مسائل و مشكلات موجود 2. انتقال مهارت و دانش خود به ديگران 3. به جا ماندن اثر و انديشه 4. نزديك شدن انديشه و عمل 5. ورزيدگي در نگارش 6. مطرح كردن و شناساندن تواناييهاي خود به ديگران در محيط كار و جامعه 7. صيقل خوردن دانستههاي ذهني و رفع نواقص آن 8. رشد ايدههاي نو و ايجاد انگيزه پژوهش بيشتر در آن زمينه 9. رشد و گسترش آگاهيهاي انسان (فتاحي، 1384) پيشنياز نوشتن نوشتن نيز مانند هر كاري نياز به فراهم كردن يكسري مقدمات دارد، و مستلزم رعايت برخي نكات و پيشنيازها است. اصولاً خلق يك اثر خوب بهخصوص اگر قرار باشد در قالب مقاله، كتاب، پاياننامه و... باشد نياز به سرمايهگذاري اوليه و برنامهريزي دقيق دارد تا محصولي ارزشمند و قابل رقابت توليد شود. مهمترين سرمايه براي نوشتن، داشتن مطالعه كافي و برخورداري از دانش لازم در حوزه موضوعي مورد علاقه است. براي نوشتن مقاله به دو صورت ميتوان عمل كرد. يك روش اين است كه بخواهيم ابتدا در يك حوزه موضوعي تحقيق كنيم و بر اساس نتايج و يافتههاي تحقيق مقاله بنويسيم. و ديگر اين كه مستقيماً موضوع يا مقولهاي را به قصد تهيه مقاله انتخاب كنيم و در آن زمينه شروع به نوشتن كنيم. براي نوشتن مقاله به اين روش ميتوان با مطالعه منابع دايرهالمعارفي شروع كرد. سپس با جستجو در بانكهاي اطلاعاتي، اينترنت و استفاده از كتابشناسيها، ميتوان كتابهاي تخصصي و منابع اطلاعاتي ديگر از قبيل مقاله، پاياننامه و... را شناسايي و گردآوري كرد. پس از گردآوري منابع اطلاعاتي، ابتدا سرفصلها و مندرجات آنها مرور شود. پس از آن بخشهاي مهم و مرتبط بهدقت مورد مطالعه قرار گرفته و از نكات مهم يادداشتبرداري شود (فتاحي، 1384). انواع مقاله مقالات را از چند ديدگاه ميتوان دستهبندي كرد. يكي از اين دستهبنديها ميتواند بر اساس محتواي اطلاعات مقاله باشد كه از اين منظر مقالات به چهار نوع تحقيقي، تحليلي، مروري و گردآوري تقسيم ميشوند: 1. مقالة تحقيقي (پژوهشي): برگرفته از تحقيقي است كه بهتازگي پايان يافته است و چون متكي بر يافتههاي تحقيقاتي است، گزارش تحقيق نيز به آن گفته ميشود. 2. مقالة تحليلي: اين نوع مقاله كه به نام مقاله نظري نيز شناخته ميشود، مقالهاي است كه مؤلف با استفاده از منابع پژوهشي پيشين، نظرية خاصي را در حوزة كار خود مطرح مينمايد. در اين نوع مقاله نويسنده ممكن است نظريههاي قبلي را گسترش دهد، آنها را با استفاده از شواهد استحكام بخشد، آنها را بهشكل ديگري بيان كند يا آنها را مورد تأمل و ترديد قرار دهد. 3. مقالة مروري: اين مقاله به تحليل كلان و ارزيابي انتقادي نوشتههايي ميپردازد كه قبلاً منتشر شده است. مؤلف مقاله مروري از طريق مقولهبندي، يكپارچهسازي، و ارزشيابي متون منتشر شدة پيشين، سير پيشرفت پژوهشهاي جاري را در جهت روشن ساختن مسئلهاي مشخص دنبال ميكند. 4. مقاله گردآوري: اين نوع مقاله صرفاً به گردآوري و انعكاس نقطهنظرهاي مختلف مندرج در نوشتههاي مرتبط با موضوعي خاص ميپردازد و در واقع كار تازهاي را عرضه نميكند. تفاوت آن با مقاله تحليلي اين است كه به ارائه نظريه جديدي منتهي نميشود و نيز با مقاله مروري اين تفاوت را دارد كه الزاماً به سنجش و ارزيابي كليه آثار قبلي نميپردازد. البته علاوه بر 4 مورد ذكر شده، گونههاي ديگري از نوشتههاي مجلات وجود دارند كه از فراواني كمتري برخوردارند؛ نظير ياداشتهاي انتقادي، نقد و بررسي، گزارش كوتاه و... كه براي پرهيز از اطاله كلام از توضيح آنها خودداري ميشود (حري، 1380). با توجه به اينكه نوشته حاضر بيشتر بر مقاله تحقيقي تأكيد دارد، لازم است ابتدا اجزاء مقاله تحقيقي و در ادامه شيوه نوشتن اينگونه مقالهها مورد بحث و بررسي واقع شود. اجزاء مقاله عنوان عنوان هر اثر جلوهاي از هويت آن اثر است؛ خواه اثر هنري باشد يا علمي. عنوان فشردهاي منظبط از مطالب متن است (حري، 1380). عنوان بايد مختصر، گويا و جذاب باشد تا بتواند علاوه بر ايجاد انگيزه مطالعه در خواننده، او را در انتخاب مقاله مورد نيازش راهنمايي كند. چكيده چكيده خلاصه كوتاهي از مقاله همراه با نكات اصلي متن مقاله است و بهگونهاي تنظيم ميشود كه خواننده را در تصميمگيري براي مراجعه يا عدم مراجعه به اصل مقاله قادر ميسازد. محتواي چكيده حاوي مطالبي است كه نويسنده مقاله بر آنها تأكيد ورزيده است. طول چكيده معمولاً تابع نوع مقاله در دست چكيدهنويسي است (نشاط، ج 1). مقدمه مقدمه سرآغاز هر مطلب يا مبحث است و با اشاره به مسائل و مشكلات موجود در آن زمينه، يافتههاي قبلي در باره موضوع مورد بحث را به اختصار شرح ميدهد و در پايان به ارائه راهحل ميپردازد. درواقع پيوند ميان نويسنده و خواننده از طريق مقدمه صورت ميگيرد و ضروري است كه روان و جذاب باشد (ابوالحسني، 1381). متن اصلي متن يا بدنه اصلي مقاله شامل اهداف، روش كار، پيشينه پژوهش، محدوديتها و نارساييها، يافتهها و نتيجهگيري است. بنابر اين بايد پيام اصلي نويسنده را بهطور مفصل بيان كند به نحوي كه خواننده با مطالعه آن بتواند نتيجه مورد انتظار را دريافت نمايد. معمولاً پس از بدنه اصلي مقاله، يعني در پايان مقاله يا تحقيق از كساني كه در تهيه نوشته يا تحقيق به او كمك كردهاند تشكر و قدرداني ميكند. آخرين بخش مقاله فهرست مآخذ ميباشد. شيوه نوشتن مقاله براي نوشتن مقاله، بايد مراحل و اقداماتي بهصورت گام به گام طي كنيم كه در اينجا به بررسي آنها ميپردازيم: 1. مشخص كردن موضوع كلي . داشتن انگيزه لازم براي يافتن موضوع مناسب و توجه به نيازهاي جامعه از مسائل مهم در اين مرحله است. 2. بررسي و تحليل موضوع بهلحاظ ارزشمندي و امكانپذيري. براي ارزشيابي و امكانپذير بودن نگارش مقاله ميتوان چند سؤال طرح كرد: موضوع مقاله تا چه اندازه ارزشمند و بديع است؟ از چه جنبهاي و براي چه كساني مفيد خواهد بود؟ آيا تهيه چنين مقالهاي امكانپذير است و موانع ومشكلات احتمالي انجام كار كدام است؟ در صورتي كه بتوانيم براي اين پرسشها پاسخي مناسب بيابيم، طبيعتاً مراحل نوشتن آسانتر خواهد بود. 3. طرحريزي مقدماتي و تدوين ساختار كلي تهيه فهرست مقدماتي مطالب، تهيه عنوان بخشهاي اصلي و فرعي، توجه به هدف و طيف مخاطبين، هماهنگي بين ساختار و نوع مقاله و مشورت با افراد صاحبنظر از مواردي است كه در اين مرحله بايد در نظر گرفته شود. 4. تعيين برنامه زماني براي انجام كار (مديريت زمان) زمانبندي مناسب و انجام مرحله به مرحله كارها از مسائلي است كه تهيه و تدوين مقاله را در مدت زمان از پيش تعيين شده امكانپذير ميسازد. 5. جستجو براي يافتن منابع اطلاعاتي پايه منابع اطلاعاتي پايه شامل دايرهالمعارفهاي موضوعي، خلاصه مقالات و... است. 6. جستجو براي يافتن اطلاعات مرتبط (تهيه كتابشناسي مقدماتي) پس از مطالعه و بررسي منابع پايه، با استفاده از برگهدان كتابخانه و يا از طريق جستجو در شبكههاي اطلاعاتي (اينترنت) ميتوان كتابشناسي اوليه را تهيه و منابع اطلاعاتي تخصصي را شناسايي و گردآوري كرد. 7. مطالعه منابع اطلاعاتي مهم و مرتبط براي محدود و مشخص كردن موضوع و رويكرد مقاله. با مطالعه منابع اطلاعاتي اصلي و كليدي ميتوان دامنه موضوعي را مشخص كرد. علاوه بر اين اعتبار و غناي مقاله بستگي به منابعي دارد كه مورد استفاده قرار ميگيرد. 8. مطالعه عميق منابع گردآوري شده و يادداشتبرداري هدفمند 9. مرتب كردن يادداشتها بر اساس فهرست مطالب و بازنگري و پالايش آنها 10. نوشتن متن مقاله (نسخه اوليه) بهتر است نوشتن مقاله با مطالب سادهتر شروع و از پرنويسي و اطاله كلام خودداري شود. توجه به هدف، ساختار و مخاطب و رعايت انسجام و پيوند منطقي ميان بخشها و پاراگرافها و رعايت آيين نگارش صحيح از نكات مهمي است كه نويسنده مقاله بايد به آن توجه كند. 11. مرور متن اوليه و اصلاح آن (تهيه نسخه دوم) بسياري از صاحبنظران پيشنهاد ميكنند كه پس از آماده شدن نسخه اوليه، يك يا چند روز مقاله را كنار بگذاريم و پس از آن به بررسي و مرور مقاله بپردازيم. هنگام بررسي مقاله بايد جملات و پارگرافهاي غير ضروري حذف شوند و نكات مهم مقاله در مقايسه با مقالات ديگر برجسته شود. توالي و ترتيب مطالب به درستي كنترل شود. 12. مشورت با افراد متخصص و صاحبنظر و اصلاح نهايي مقاله 13. تهيه و تدوين چكيده، كليدواژه، مقدمه و فهرست مآخذ و در پايان تهيه نسخه نهايي مقاله نكته قابل تأمل در اين مورد اين است كه تمام موارد ذكر شده در اين بند بايد پس از اتمام نوشتن متن اصلي صورت گيرد، و در واقع چكيده برگرفته از كل متن است، و مقدمه بر اساس متن نوشته شده تهيه ميگردد، در حاليكه گاهي اوقات برخي افراد در پاسخ به فراخوان مقالات سمينارها و كنفرانسها ابتدا چكيده يا خلاصه مقاله خود را تهيه و ارسال ميكنند و اگر چكيده مقاله مورد قبول برگزار كنندگان واقع شد اقدام به تهيه متن كامل مقاله ميكنند كه اين كار مسلماً ساختار و محتواي مقاله لطمه خواهد زد. همچنين در خصوص فهرست مآخذ بايد توجه داشت كه يكي از اصول اخلاقي و مهم در نگارش، استناد به منابع و مآخذي است كه در حين كار مورد استفاده قرار ميگيرد. استناد و ذكر منابع مورد استفاده علاوهبر ارج نهادن به آثار ديگران، باعث افزايش اعتبار و ارزش اثر خواهد شد. 14. انتخاب مجله مناسب و ارسال مقاله براي چاپ و انتشار آن (فتاحي، 1384). توجه به سابقه، درجه اعتبار ( علمي- پژوهشي، ترويجي و...) و خطمشي مجله (گرايش موضوعي)، مدت زمان انتظار براي چاپ مقاله، از نكاتي است كه هنگام انتخاب مجله بايد مد نظر گرفته شود. معيارهاي كنترل طرح و ساختار اوليه مقاله اگر بخواهيم بر اساس پژوهشي كه در حوزه موضوعي مورد علاقه خود انجام دادهايم، مقاله بنويسيم، ميتوانيم با طرح چند سؤال به ارزيابي طرح و ساختار اوليه مقاله بپردازيم. - دليل انجام تحقيق چه بود؟ - چه فرضيههايي مورد آزمايش قرار گرفتند و چه نتايجي بهدست آمد؟ - چه روشهايي مورد استفاده قرار گرفت و اطلاعات چگونه جمعآوري شد؟ - چه پيشنهادهايي براي انجام اينگونه پژوهشها در آينده وجود دارد؟ همانطور كه ميدانيم هر نويسندهاي به قصد چاپ و نشر مقالهاش در مجلات معتبر دست به قلم برده و مطلبي را مينويسد. از طرف ديگر ميدانيم كه هر مجلهاي با توجه به خطمشي خود، كيفيت و محتواي مقالات دريافت شده را مورد بررسي و ارزشيابي قرار ميدهد. بنابراين بهتر است پرسشهايي كه از طرف داوران مجله براي ارزيابي مقاله مطرح ميشوند، پيشاپيش از سوي نويسنده مطرح و به آنها پاسخ مناسب داده شود. اين روش علاوه بر صيقل خوردن مقاله باعث ميشود تا نارساييهاي احتمالي آن برطرف شده و از استحكام لازم برخوردار گردد. كلام آخر براي نوشتن بايد از همين امروز شروع كرد. بنويسيد، بنويسيد، اصلاح كنيد و باز بنويسيد و اصلاح كنيد تا ترس از نوشتن را از بين برده و به مرحله ورزيدگي برسيد. هيچوقت انتظار نداشته باشيد كه بدون تمرين عملي، اولين نوشته شما بيعيب و نقص از كار درآيد و مطمئن باشيد نويسندگان سرشناسي كه امروز با آثار ارزشمند آنها آشنا هستيم نيز اين مراحل را گام به گام سپري كردهاند. بنابراين اگر ميخواهيد در اين راه موفقيتي كسب نماييد، بدون هيچ وقفه و ترديدي از همين حالا قلم را برداريد و شروع به نوشتن كنيد. سخن آخر اينكه بنويسيد، بنويسيد، اصلاح كنيد و باز بنويسيد. فهرست مآخذ 1. ابوالحسني، محسن. چگونه مقاله علمي بنويسيم و آن را به چاپ برسانيم. تهران: انستيتو پاستور ايران، 1381. 2. حرّي، عباس. آيين نگارش علمي. تهران: هيأت امناي كتابخانههاي عمومي كشور، دبيرخانه، 1380. 3. فتاحي، رحمتالله. كارگاه شيوه نگارش مقاله تحقيقي. به همت انجمن كتابداري و اطلاعرساني، 29 ارديبهشت 1384. 4. نشاط، نرگس. چكيده و چكيدهنويسي. دايرهالمعارف كتابداري و اطلاعرساني. ج 1، ص 721. |
آرزوی کوچکی دارم
نمی دانم به آرزویم می رسم یا نه
اما سخت امیدوارم
.آرزویم زندگی در یک کشور عقب مانده است
با مردمانی عقب مانده
با اربابانی عقب مانده
با عالی جنابانی عقب مانده
با هموطنانی یک خط کتاب نخوانده
آرزویم زیستن در میان مشتی احمق است
که مشتی احمق را بر دوش گرفته اند
و از زور خوشی از هوش رفته اند
.از این همه پاکی و معصومیت
از این همه رو راستی
از این همه اعتماد کورکورانه به بغل دستی
خسته ام
.دوست دارم جایی زندگی کنم پر از سرودهای عاشقانه
جایی در خاور میانه
در بهشتی که کسی در آن نیست
بی آرامش
بی نان
بی خانه
.آفتابی درخشان
افسانه های هزار شب و یک شب
مردمانی مهربان و مهمان نواز
با دستانی گشاده
با قلب هایی پاک
بی حضور حتا یک چهره ی نمناک
با گلبرگ هایی معطر
اینجا آنجا افتاده،
جایی در خاور میانه
سرزمین شعر و گل و بلبل و عواطف کاملا کاسبکارانه
.من می خواهم جایی بروم
که هفت روز هفته عزاداری باشد
من می خواهم جایی باشم
که پیشرفته ترین صدایش
عبور مدرن ترین گونه ی گاری باشد
.و تنها مشغله ی مردمش گرفتاری در پیچ و خم های اداری باشد
و تنها دغدغه ی پزشکانش پیشگیری از شب ادراری باشد
و احوالپرسی ساکنانش الفاظ شیرین چارواداری باشد
و آب اماله در رگهای مردمانش جاری باشد
و جنایت هم برای خودش کاری باشد
با حق بیمه و سنوات و دو و نیم روز مرخصی در ماه
.و مزه ی زندگی به شیرینی کونه ی خیاری باشد
و عق زدن های زنان و مردان و بچه ها دست بالا به دلیل ویاری باشد
.من می خواهم کسی به من دستور بدهد که فرق کاهگل و نظریه ی نسبیت را نداند
فرق فمینیسم با تغییر جنسیت را نداند
مفهوم پافشاری بر اصل و حفظ هویت را نداند
و حتا جروم دیوید سالینجر را نشناسد
و حتا حتا ریموند کارور را نشناسد
و حتا حتا حتا احمد شاملوی شاعر را نشناسد
.من می خواهم هر روز در ترس زندگی کنم
ترس از گرانی نان
ترس از مردنی سخت در پی یک اتفاق آسان
ترس از سفت شدن پا در اعماق سیمان
ترس عدم آرامش حتا در قبر و دست درازی دزدان به حریم قبرستان
ترس تشریح علم توسط یک نادان
ترس از حمله ی آمریکای جهانخوار به ایران
ترس از مسدود شدن مجاری تنفسی توسط دست های همیشه پنهان
ترس از اسیدی شدن باران
ترس عدم توانایی پرداخت اجاره ی آپارتمان
ترس از نبود یک عدد میوه در خانه و رسیدن مهمان
ترس از این، ترس از آن
ترس فقدان
ترس اعمال طرح در خانه ماندن عوامل فساد
: زنانترس یکی شدن با جماعت پست فطرت و زوال تتمه ی نیمه جان ایمان
ترس زنده ماندن کودکی که فردایی ندارد پشت در بخش زنان و زایمان
ترس حساب و کتاب صدهزارساله پس از اتمام یک زندگی نابسامان
ترس هوایی شدن دوباره بعد از یک دوره ی کوتاه صدساله خفقان
ترس از تخفیف مجازات اعدام به زندان
ترس از مرگ در راه وطن در رختخواب بر اثر بمباران
ترس از کاهش شدید نرخ جان
ترس از پوزخند بیمه ی تامین اجتماعی به پوسیدگی های دندان
ترس از برپا بودن ابدی این جهان
ترس از عمر جاودان
ترس از ایجاد اندکی نقص در عبور مکرر و آرام بخش زمان
ترس گذر از عرض خیابان
ترس از سرودن شعری در رثای زندگی با قافیه ی پایان
.